پایگاه اطلاع رسانی سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور - سیاه چادر
عناوين خبري
بازدید : 752 27 بهمن 1394 12:15 شماره :40646

سیاه چادر

                         سیاه‌چادر     

سیاه چادر نوعی چادر است که از موی بز سیاه ، توسط زنان عشایر بافته می‌شود. عشایر در ییلاق و قشلاق مکانهای معینی برای اقامت دارند که معمولاً در زیر این سیاه چادرها زندگی می‌کنند. سیاه چادر که همواره از موی بز بافته می‌شوند به چند دلیل مهم است. اول آنکه موی بز خاصیت بسیار مطلوبی برای حفظ آب در مواقع بارندگی دارد و معمولاً آب باران از جداره آن عبور نمی‌کند. دوم آنکه موی بز در دسترس و ارزان تهیه می‌شود. هر خانواده معمولاً ۲۰ الی ۵۰ رأس بز دارد که از موی بزها برای تهیه سیاه چادر استفاده می‌کنند. سومین خاصیت موی بز سبک بودن آن است و نسبت به چادره‌های برزنتی جمع آوری و حمل آن راحت تر است. در تابستان در روزهای آفتابی، استراحت کردن در زیر این سیاه چادرها لذت بخش است.

نام مسکن عشایر آلاچیق است از دو بخش تشکیل می‌شود. بخش بالایی، سیاه چادر (سقف آن) نام دارد. بخش دیگر دیواره جانبی است که چیق (چیت) نام دارد و از ترکیب نی و موی بز ساخته می‌شود.

چگونگی بافت سیاه چادر

هر سیاه چادر از چند «لت» تشکیل می‌شود. و هر «لت» نواری بافته شده از موی بز سیاه است. در حقیقت «لت» تکه‌ای از سیاه چادر است. زنان «لت»ها را که به شکل یک نوار بافته شده‌اند را به وسیله دستگاهی سنتی در محل زندگی خود می‌بافند. عرض بین ۴۰ تا۶۰ سانتی متر است و طول آن گاه ۶، ۱۰ و یا ۱۵ متر است. زنان پس از بافتن «لت»ها آنها را از دو طرف به هم می‌دوزند تا کم کم به شکل سیاه چادر درآید.

وظیفه مردان و زنان در تهیه سیاه چادر

1-وظیفه مردان

بریدن موی بز ، تهیه ابزار و فراهم نمودن کارگاه و همچنین دوختن «لت»ها به هم می‌باشد.

2-وظیفه زنان

شستن، پاک کردن، حلاجی کردن موها و تاباندن نخ‌ها بطوری که به حالت الیاف در آیند. تمامی مراحل بافتن سیاه چادر بر عهده زنان است و مردان هیچ گونه دخالتی در آن ندارند. دختران کوچک نیز مادران خود را در کار بافتن یاری می‌دهند و این فرصتی برای یادگیری و آموختن فنون دوختن سیاه چادر توسط مادران است. زنان برای بافتن یک سیاه چادرگاه بصورت دسته جمعی کار می‌کنند تا کار بافتن سریع تر به پایان برسد.

اندازه و شکل سیاه چادر در بین ایلات مختلف

در بین ایلات و عشایر ایران سیاه چادرها با اندازه‌ها و شکل‌های متفاوت بافته می‌شوند. سیاه چادرها در کشورهای مختلف نیزبافته می‌شده‌است.  

چیق :

چیق ، چیغ ، چیت یا نی چی پوشش دیواره چادر عشایر ایران است.چیق از نی که به صورت خودرو در محل زندگی عشایر می‌روید و موی بز بافته می‌شود، از ورود گرما، سرما، باد، باران و خاک به درون چادر پیشگیری می‌کند.از آنجا که نی‌ها توخالی هستند عایق حرارتی محسوب می‌شوند. هنگام باران نیز به دلیل بالا رفتن رطوبت هوا نی‌ها منبسط می‌شوند و به هم می‌چسبند؛ به این ترتیب در برابر ورود آب به داخل مقاومت می‌کنند. همچنین، موی بز به دلیل داشتن لایه چربی مانع نفوذ آب می‌شود. هنگام گرما و خشکی هوا نی‌ها منقبض می‌شوند و هوا می‌تواند وارد و خارج شود که تهویه هوای ملایمی در چادر به وجود می‌آید. همچنین، تحقیقات نشان داده است مار و جانوران دیگر نمی‌توانند از موی بز عبور کنند و وارد چادر شوند.در چیق‌بافی برای تزئین چیق از پشم و کامواهای رنگی استفاده می‌کنند. نقش‌های به کار رفته روی چیق هندسی و ذهنی است.

ویژگی سیاه چادر

از جمله ویژگیهای سیاه چادر می توان به خواص فیزیولوژیکی موی بز اشاره کرد که برخلاف بقیه مواد در گرما منقبض ودر سرما منبسط می شود واین به کاربرد ممتاز آن در سیاه چادرکمک کرده تا در تابستان منافذ سیاه چادر باز شده وهوای سیاه چادر خنک شودودر زمستان منافذ آن بسته شده تا از ورود سرما و باران جلوگیری شود.

پناهگاهی از جنس مو( آشنایی با سیاه چادر های عشایری)   

روش تولید سیاه چادر بدین صورت است که ابتدا تارهای چله را در روی زمین و در فضای باز دراز کرده و شروع به بافت می نمایند. تکنیک بافت سیاه چادر از نوع ساده ترین و ابتدایی ترین دست بافته ها می باشد، ولی به خاطر استفاده از موی بز به عنوان مواد اولیه، بالاترین کارآیی و کاربُرد برای چادر عشایر را دارد. سیاه چادر در ابتدا به طول حدود 10 متر و عرض نیم متر بافته می شود و از به هم دوختن تعدادی از آن، سقف چادر عشایر تهیه می گردد.سیاه چادرهای عشایری که همیشه در نواحی استان‌های کهگیلویه، ایلام ، چهارمحال و بختیاری و عشایر استان‌های همجوار آن بافته می‌شود، به عنوان یکی از صنایع‌دستی عشایری همواره مورد توجه دوستداران صنایع روستایی و عشایری بوده است، که حاصل سرانگشتان زنان هنرمند و اصیل عشایر است عشایر این استان‌ها به خاطر تولید انبوه این‌گونه چادرها شهرت خاصی دارند، هنری که ریشه در تاریخ عشایر این استان‌ها دارد و از دیرباز مورد توجه گردشگران داخل و خارج بوده است و تمام تلاش بافندگان این چادرهای زیست عشایری زنده نگه‌داشتن این هنر دستی است.

 سیاه چادر عشایر ایلام         

سال‌هاست زنان عشایر استان ایلام با استفاده از موی بز با هنر دستان خود اقدام به بافت سیاه چـادر (دوار) می‌کردند و پس از دوخت تخته‌های بافته شده و برپایی آن با همکاری مردان،ایل از سیاه چادر به عنوان سرپناه و محل اسکان خود استفاده می‌کنند.همچنین برای حفاظت بیشتر در اطراف سیاه چادر، از چیت‌های تزیین شده که باز هم از سوی زنان عشایر بافته می‌شود، استفاده می‌شود که در مقابل باد و باران و برای رعایت حریم شخصی خانواده بکار می‌رود. البته ناگفته نماند که زندگی سنتی و حضور عشایر کوچ‌رو در استان ایلام باعث رشد و رونق صنایع‌دستی نظیر قالی بافی، نمد، جاجیم بافی، رسن، آوار (طناب)، گبه و کلاش در این استان شده که هنوز برخی از آنها رواج دارد. در بین ایلات و عشایر ایران سیاه چادرها با اندازه‌ها و شکل‌های متفاوت بافته می‌شوند«چیق» یا «چیغ»، چیت یا «نی چی» پوشش دیواره چادر عشایر ایران است. پوشش چادر کلفت و سنگين است. بافت آن به‌صورت زرهى ساده است و به‌صورت نسبتاً شل و باز، بافته مى‌شود ولى در اثر رطوبت، نخ‌هاى آن منبسط مى‌گردد و بافت آن به اين شيوه فشرده‌تر مى‌شود. پوشش چادر در جهت طول آن به دو قسمت برابر تقسيم مى‌گردد، اين عمل براى آن است که حمل آن به وسيله يک جانور تا حدى آسان باشد. پوشش‌هاى کهنه سياه‌ چادر با هميارى همديگر تعمير مى‌گردد.

عرض نوارها از ۲۵ تا ۵۰ سانتى‌متر است، عريض‌ترين قسمت اين پوشش دو متر است. چادر معمولاً دوازده متر طول دارد. پوشش سياه چادر گاه عريض‌تر هم ممکن است باشد.

در حاشيه خارجى چادر قلاب‌هائى وجود دارد که فاصله آنها از هم زياد است. ريسمان‌هائى که پوشش چادر را مى‌کشند، به اين قلاب‌ها متصل مى‌شوند.

در حاشيه داخلى دو قسمت چادر، يعنى آن دو قسمتى که بايد به‌هم متصل شوند و پوشش کامل چادر را تشکيل دهند، تخته نوارهاى باريکى (به عرض ۱۵ سانتى‌متر) وجود دارد که خود آنها را سرکوچيل مى‌گويند. تعداد قلاب‌ها در حاشيه اين دو نوار باريک زياد است و تعداد آنها برابر مى‌باشد و هر قلابى از يک نوار در قلاب ديگر از نوار ديگر قرار مى‌گيرد. عملاً، اين دو قسمت چادر به‌وسيله همين قلاب‌ها به يکديگر متصل مى‌شوند، يعنى هر قلابى از ميان قلاب ديگر مى‌گذرد و براى اينکه از آن خارج نشود، يک قطعه چوب کوچک از سوراخ قلابى که از قلاب ديگر گذشته است، قرار مى‌دهند. در هر يک از دو انتهاء اين سرکوچيل يک قلاب بزرگ و محکم نيز وجود دارد و طناب‌هائى که پوشش چادر را در جهت طولى آن مى‌کشند و محکم نگه مى‌دارند، به همين قلاب‌ها بسته مى‌شوند. طول هر دو سر کوچيل به يک اندازه است و هر دو نيز از ساير نوارهاى چادر کوتاه‌تر مى‌باشند. علت کوتاه‌ بودن آن است که تنها دو بخش سقف چادر به يکديگر آويخته مى‌شوند، آزاد هستند و به‌صورت پرده روى هم آويخته مى‌شوند که اين عمل از اهميت خاصى برخوردار است.

خط ميانى سقف چادر را ستون‌هائى بر دوش مى‌کشند که غالباً در رديف‌هاى سه تائى قرار دارند با اين‌حال پوشش‌هاى طولانى‌ترى به تعداد بيشترى ستون نياز دارند.

 دوار،درایل بختیاری

 دوار با ضمه دال ، بيون يا بهون به زبان بختياري همان سياه چادر ميباشد .كه از فرسنگها دوردر چشم بيننده نشان از زندگي ساده وپر مهر ومحبت عشايري دارد. دوار از پشم بز درست ميشود.ابتدا پشم بز چيده وسپس توسط دستان هنر مند زن عشايري ريسيده وسپس در اندازه هاي به عرض يك يا دو وجب و به طول 10الي 12 متر كه در اصطلاح عشايري به آن تخته مي گويند بافته شده واين تخته ها به هم دوخته ميشوند.هر دواردر ايل بختياري از دو قسمت يا در اصطلاح بختياري از دوتك درست مي شود.براي برافراشته نمودن دوار،كه كارسختي است وبه سختي از عهده يك نفر برمي آيد ابتدا آنرا در زمين يا محلي كه هميشه در آن برافراشته مي شده كه در اصطلاح بختياري به آن وارگه مي گوند پهن نموده با طناب وريسمان قسمت جلو وعقب آنرامحكم به زمين مي بندند وسپس با 4الي 5 چوب بلند بلوط كه ارتفاع دواربه آن بستگي دارد كه در نوك انها نيز چند چوب ديگر كه بصورت عرضي در زير دوار قرار دارد آنرا برافراشته مي نمايند .

وارگه نواري :

 زماني كه خانه اي عشايري كه در اصطلاح بختياري به آن مال مي گويند در جائي ساكن شد ويا بار انداختند خانواده هاي اطراف براي عرض تبريك يا منزل مباركي به آنها سر زده و اولين حرفي كه مي زنند مي گویند وارگهتون مبارك كه به اين كار وارگه نواري مي گويند .

مشک زدن در زیر سایه چادرکه شاید علت استفاده اصلی چادر عشایری است .لازم است بدانیم این چادر بافته شده از موی بز چند خاصیت خوب و مفید دارد که باید بر مخترع یا سازنده اول آن آفرین گفت . اولا براحتی دود را خارج و هوای سالم را اجازه ورود داده و قطرات هر گونه مایع از جمله آب باران را گره به گره به پایین ترین سطح و زمین منتقل می کند. درتابستان خنک تر از اتاق و زمستان هم گرمتر از هر سر پناهی می باشد.                                          

چگونگی بافت سیاه چادر

این گروه عشایربه ماننددیگران هرسیاه چادر از چند «لتف» تشکیل می شود. هر «لتف» نواری بافته شده از موی بز سیاه است. در حقیقت «لتف» تکه ای از سیاه چادر است. زنان «لتف» ها را که به شکل یک نوار بافته شده اند را به وسیله دستگاهی سنتی در محل زندگی خودمی بافند. عرض بین ۴۰ تا ۶۰ سانتی متر است و طول آن گاه ۶، ۱۰ و یا ۱۵ متر است. زنان پس از بافتن «لتف» ها آنها را ازدو طرف به هم می دوزند تا کم کم به شکل سیاه چادر، در آید.

چیق :

چیق ، چیغ ، چیت یا نی چیت پوشش دیواره چادر عشایر ایران است.چیق از نی که به صورت خودرو در محل زندگی عشایر می‌روید و موی بز بافته می‌شود و از ورود گرما، سرما، باد، باران و خاک به درون چادر پیشگیری می‌کند.

 خلال

 با کمک چوبی که بیشتر از درختان بادام کوهی وگز بود که با کمک چاقو نوک آن را تیز می کردند خلال در ست می کردند ودولتف را بهم وصل می کردند.

خچه

خچه چوبی بر 2گونه هست که یکی برای بستن بند چادر به لتف های سقف می باشد واز تخته های خراطی شده که داخل آن را خالی می کنند ونمونه دیگرش (vشکل) نمونه در عکس که برای حمل بار وهیزم وریسیدن ریسمانها استفاده می کنند.

بند (رشمه )

به طناب هائی که چادر را به زمین متصل می کند رشمه می گفتند که کار تهیه وتولید این بندها هم بیشتر برعهده بانوان بود که از ریسیدن موبز و بهم تنیدن آنها با اسلوب وشیوه های هندسی می باشد.

میخ

میخ که چوبی به ضخامت تقریبا 5سانتی متر ودرازای بیش از 35 سانتیمتر که به آن میخ می گفتند ونوک آن را تیز می کردند ودر زمین فرو می کردند تا چادر در برابر تندبادها وفشارها محکم شود.

سياه چادر( دوار)ایل قشقایی:

 يكي از صنايع دستي زنان بافت سياه چادر است كه از موي بز بافته ميشود هر سياه چادر از هشت تا 12 تخته به ابعاد تقريبي80 در120 سانتيمتر تشكيل گرديده كه به همديگر دوخته ميشوند و با 4 يا 5 ستون چوبي (سوين) كه بر سر هر ستون يك تخته چوب به طول تقريباً 200 سانتيمتر قرار دارد و ارتفاع هر ستون نيز حدود 3 متر است برافراشته ميشود و با طنابهايي در اطراف كه هر كدام به ميخهاي چوبي متصل گرديده اند محكم ميشوند. اطراف سياه چادر را با يك نوع حصير(چيت) كه باز حاصل و ساخته دست زنان ايل است مي پوشانند. چيت از ني و موي بز ساخته ميشود.هر سياه چادر از دو قسمت مجزا تشكيل ميشود يك قسمت مربوط به مهمان و پذيرايي است و يك قسمت مربوط به زنان و اهل خانه و اساس منزل است اين دو قسمت به وسيله چيت(حصير) از هم جدا مي شوند چيتها را با ميخهاي بلند چوبي به نام (تيلا) كه در زمين فرو مي برند نگه مي دارند سياه چادر مسكن افراد ايل كوچ رو است و حمل ونقل و برپا ساختن آن آسان است.

كولا:

يك نوع مسكن تابستاني است كه اسكلت آنرا تيرهاي چوبي تشكيل مي دهند و اطراف و بام آنرا با شاخ و برگ درختان بلوط مي پوشانند عشایر به تبع نوع زندگی و ضرورت های زیستی، سکونت گاههایی با مشخصات ویژه دارند که در هماهنگی کامل با شرایط حاکم بر زندگی آنان است. این چادرها که طی قرن ها به عنوان بهترین و به بیانی مناسب ترین سرپناههای عشایر مطرح بوده اند به دلیل سهولت در برافراشتن، برداشتن، تهیه کردن و حمل و نقل کاملاً سازگار با این شیوه زندگی هستند. این سازه بومی سکونت گاهی چهار فصل است که با اندک تغییراتی، خود را با فصول مختلف هماهنگ می گرداند و در آن علاوه ر رعایت شرایط لازم برای زندگی، به جنبه های هنری نیز توجه شده و به خوبی نوعی از تکنولوژی بومی اصیل و ابتکار را به نمایش می گذارد. در تقسیم بندی فضای داخلی این سکونت گاه بومی، از فضا به بهترین وجه استفاده شده است و کمترین هدررفتن فضا را شاهد هستیم. تقسیم بندی فضاهای آن ریشه در تجربیات، اعتقادات و باورهای فرهنگی از جمله درنظر گرفتن مسائلی نظیر محرومیت مردم دارد. این سازه از مصالح بوم آورد و در تطابق با شرایط زیستی حاکم به وجود آمده است و یک سازگاری با محیط خشن و غیرقابل پیش بینی زندگی عشایر دارد، که دربردارنده استراتژی کاملاً هدف گرایانه مبتنی بر آگاهی و تفکر است. مطالعه حاضر به روشنی نشان می دهد سیاه چادر، تمامی تعاریف و معانی خانه را داراست، با حداقل هزینه و با ظاهری ساده ولی کارایی بسیار بالا و ایده آل. در فصول مساعد سال که بار سنگین زایمان دامها و کوچ ایل کمتر شده زنان فرصت دارند در قسمت پشت چادر کارگاه ساده ای تدارک ببینند و کار خود را شروع نمایند.  

سیاه چادر، مسکن متحرک و سنتی عشایر کوچ رو است. گروهی از عشایر در سردسیر و گاهی در گرمسیر در سیاه چادر سکونت دارند.. سیاه چادر توسط قطعات چوبی پایه و میخ و بند و خلال روی سطح زمین برپا می شود. نمای ظاهری سیاه چادر قشقایی از بیرون شبیه به مکعب مستطیل و مانند ساختمان بام مسطح است. تمام افراد خانواده زیر سیاه چادر زندگی می کنند.

همانطور که میدانید سیاه چادرها از موی بز بافته می شوند. مردم ایل هنگام چیدن موهای بز آنچه را که مورد لزوم است برمی دارند و پس از تمیز کردن و دسته بندی نمودن باپره های مخصوص می ریسند و نخهای ریسته شده را دولا کرده می تابند تا محکمترگردد(برای تابیدن نخها از وسیله ای به نام ‍‍"ای" استفاده میکنند).نخهای تابیده شده به عنوان تار و پود سیاه چادر می باشد.

در فصول مساعد سال که بار سنگین زایمان دامها و کوچ ایل کمتر شده و زنان در طول روز چند ساعت فرصت دارند در قسمت پشت چادر کارگاه ساده ای که شامل چند تا چوپ و تعدادی میخ چوبی است تدارک ببینند و کار خود را شروع نمایند.بعضی از خانواده‌ها برای رفع چشم زخم، مهره‌های آبی وکبودی را به سردر یا اطراف چادرشان آویزان می‌کنند.

سياه چادر و مسكن در ايل اليكايي گرمسار

عشاير نيمه كوچنده اليكايي زمستان در مقر اصلي خود در محدودة گرمسار زندگي مي كنند و در فصل تابستان در دامنه البرز به ييلاق مي روند و در آنجا كه بهار و تابستان است در زير سياه چادر به سر مي برند.زنان ايل، سياه چادر را با موي بز مي بافند.هرسياه چادر با كمك چوب هاي بلند و مناسب برپا مي شودكه داراي بام و ديواره اي جدا از هم است كه به ديواره (يلن) مي گويند. بام چادر سه تا پنج تخته دارد كه پهلوي هم دوخته شده اند درازا يا طو ل هر تخته به بزرگي و كوچكي چادربستگي دارد.براي برپا شدن هر چادر چند ديرك(تير) نياز است .پايه ديرك روي زمين و سر ديگر آن به تيري متصل مي شود كه به صورت افقي در سقف چادر به نام كوماجك قرار دارد.چيدمان درون هر چادر هر چند ساده است ولي بنا به ذوق و سليقه بانوي ايل تزيين مي شود.در ميان هرسياه چادر تختگاهي (بارچين) براي چيدن رختخواب وخورجين و ديگر لوازم منزل است كه روي بارها را باجاجيم يا فرش خوش رنگ مي پوشانند كه به تزيين وزيبايي داخل چادر كمك مي كند.قسمت داخلي سياه چادر را دو بخش « بارچين»مي گويند كه محل « پي بار » مي كند كه به قسمت انتهايي اسكان خانم سياه چادر و بچه هاست و همين طور محلي براي نگهداري مواد لبني . كف انتهاي سياه چادر را باسنگ هاي تخت و صاف فرش مي كنند كه براي نگهداري مشك هاي ماست است .چون ماست حاصل ازشير گوسفندان را هر روزه در اين مشك ها مي ريزند تابه تدريج بخشي از آب آن بچكد(تخليه شود) تا بتوانندبعداً از باقيمانده ماست كره بگيرند.بخش پيشين (جلويي) چادر براي سكونت مردان وپذيرايي از مهمانان است كه كف آن با گليم دست بافت زنان و دختران، همچنين نمد و قالي پوشيده مي شود.اجاق گلي كوچكي در كناره چادر در زمين درست مي كنند كه براي درست كردن چاي از آن استفاده مي شود.

ويژگي سياه چادر

- قابل توليد از محصولات دامي داخل ايل

- كار دست زنان و دختران هنرمند و سخت كوش

- قابل حمل ونقل (برپاكردن و جمع آوري آن به راحتي ممكن است)

- بادوام و مقاوم در برابر تغييرات جوي (باد ، باران يا آفتاب)

موي بز

استفاده از موي بز در بافتن سياه چادر نشانه اي ازابتكار جالب و آگاهانة عشاير و شناخت آنها از خواص موي بز است. وقتي هوا باراني و مرطوب است مو هم دراثر جذب رطوبت منبسط مي شود، در نتيجه روزنه هاي موجود در آن به حداقل مي رسد و باران و هواي سردنمي تواند به داخل چادر نفوذ كند.وقتي هوا آفتابي و گرم است مو رطوبت خود را ازدست مي دهد و منافذ چادر باز مي شود و با عبور هواي گرم بالاي چادر از آن جرياني از هوا از پايين به بالا درچادر به حركت درمي آيد و فضاي داخل چادر خنك وبراي زندگي و استراحت مناسب و مطلوب مي شود.از ديگر خواص مو اين است كه چون كرك مو رااز آن جدا كرده اند، حشرات موذي و بيدزدگي به آن آسيبي نمي رساند و مدت ها سالم مي ماند.

قطعات چوبي به كاررفته در سياه چادر

سيخچه، هتك ،پايه، ميخ، كوماجك وميان تيغه.

قسمت هاي بافته شده سياه چادر

بند ،وريلن ، سريلن تخته.

نحوه بافت سياه چادر

چيدن موي بزها در اوايل تابستان وقتي كه هوا گرم است آغاز مي شود. چون بزها نسبت به سرما حساس وآسيب پذيرند در گرم ترين روزهاي تابستان موي بزها رامي چينند.با قيچي مخصوصي به نام چرَه ابتدا كرك مو را جدا مي كنند و بعد موي خالص رابا تركه (چوب نازك ) مي زنند تا نرم و قابل ريسيدن شود.خانم ها آن را با نوعي دوك خاص ايل اليكايي به صورت نخ درمي آورند ونام كرمان گلوله هاي نخ را در آب قرار مي دهند تا انعطاف آن بيشتر و طول آن بلندتر و براي تابيدن آماده شود.تختة سياه چادر به صورت افقي و روي زمين(باكارگاه سادة چوبي و فلزي ساخت دست استادكارها)بافته مي شود.عرض تخت ها كم ولي طول آن به اندازةسياه چادر است.هر سياه چادر از چند قسمت تشكيل شده است .سريلن كه سقف چادر است به طول تقريبي 6 تا 9 متر كه2 متر،از به هم دوخته شدن چهار تخته به عرض 2 تا5درمي آيد. طناب نگهدارندة چادر را هم از موي بز مي بافند به پهناي حدود سه سانتيمتر كه يك سر آن با حلقه اي به سياه چادر متصل مي شود و سر ديگر آ ن را به ميخ هاي چوبي كاشته شده در اطراف سياه چادر مي بندند ومي كشند تا چادر استواربماند.سيخچه يك ميخ چوبي است با قطر دو و طول 15سانتيمتر كه براي اتصال سقف چادر به بدنة آن نيازاست و آن را از چوب درختان مقاوم مثل گز و شيرخشت مي گيرند.ميخ هاي چوبي سياه چادر هم به بلندي 75 سانتيمتر وقطر مناسب كه يك سر آن را تيز مي كنند تا به راحتي در داخل زمين فرو برود .بندهاي سيا ه چادر به دور اين ميخ هاي چوبي بسته مي شوند.يك تير چوبي را از طول كوماجك مي برند.قسمت پايين آن صاف و قسمت بالاي آن محدب(گرد)است كه چادر روي آن قرار مي گيردطرف صاف و تخت آن محل مناسبي براي استقرارديرك چادر است.يا حلقة چوبي را از درختان جنگلي هتك قابل انعطاف درست مي كنند. زماني كه شاخة درخت رادر اندازة مناسب بريدند دو سر آن را به هم نزديك مي كنند و محل اتصال آن را با بندي مي بندند . وقتي شاخة تر خشك مي شود به همان حالت مي ماند وبه صورت حلقه اي مناسب براي بستن بند سياه چادر به آن درمي آيد.

مسكن قشلاقي

مسكن هاي قشلاقي ايل اليكايي از آغاز ورود آنها به جلگة خوار تاكنون دچار تغيير و تحولاتي شده است.آنها دورة قشلاق در فصل پاييز را در ميان سياه چادر به سر مي برند. تا قبل از سال 1308 ش و اسكان اجباري توسط رضاخان ، هر يك از تيره هاي ايل، در منطقه اي خاص در كويرها و بيشه زارهاي شرقي و جنوبي گرمساربا هم زندگي مي كردند و مساكن متفرق داشتند، ديوار« چينه » اين بناها از دورهم گذاشتن گل سفت معروف با ارتفاع كم ساخته مي شد و سقف آن را نيز با قراردادن چند تير به طور متقاطع و ريختن ني و خاشاك، باكاه گل اندود مي كردندمحوطه درون اين خانه ها اغلب به همان صورت ناهموار باقي مي ماند، ولي برخي اشخاص باسليقه داخل اتاق را نيز كاه گل مي نمودند . راه ورود به اتاق ها از يك در چوبي يك لنگه كوچك تشكيل مي شد و محوطه جلوي بنا داراي فضاي باز بود ودر كنار آن آغل و جايگاه احشام قرار داشت.بعد از اسكان اجباري اين ايل در سال 1308 ش توسط رضاخان، روستاهاي جديدي از قبيل توره(فردان)، خلخاليه، عدل آباد، نوردين آباد، توده خالصه،غياث آباد به وجود آمدند،كه مي توان آنها را روستاهاي كوچنده نام نهاد؛ زيرا در فصول بهار و تابستان تقريباًخالي از سكنه مي شدند، مگر تعدادي از افراد هر خانواده كه كار زراعت را ادامه مي داد با گذشت زمان كم كم به علت پيشرفت در امر زراعت به ويژه برداشت خربزه،از تعداد كوچندگان كاسته شد .اين روستاها منشأ ايلي داشته و عمري كمتر از شصت سال دارند.بعد از اسكان، بناها را عموماً از خشت خام ساختند وسقف آنها را گنبدي شكل نمودند و اتا ق ها به طور رديف در كنار هم ساخته شد يكي از ويژگي هاي مسكن ها،داشتن طاقچه ها در اتاق ها بود كه با بريدن و شكاف ديوارهاي قطور ايجاد مي شد، شكل آن بسان پنجره واغلب بالاي آن طاق مانند و داراي قوس بوده و اهالي به چيدن اشيائي نظير چراغ، سماور و ... برروي آن مبادرت مي ورزيدند.يكي از اتاق ها نيز مخصوص پذيرايي مهمان و بقيه براي زندگي ساكنان بود .اتاق هاي كنار به عنوان انباركاه و جو مورد استفاده قرار مي گرفتند و در جنب اين اماكن محوطه اي ساخته مي شد كه به وسيلة يك در به حياط مسكوني راه داشت و در اصطلاح محلي به اين محل مخصوص نگهداري دا م ها « ياربند »مي گویند.ايل اليكا يي از دو دهه گذشته مسكن هاي خود را بامصالح جديد ساختماني نظير آجر ، سيمان و آهن ساخته اند،گرچه ساختمان هاي گنبدي شكل خشتي هنوزكنار گذاشته نشده و افراد كم بضاعت در آن ساكن هستند.نقشه مسكن همانند مسكن هاي روستايي و شهري است در نقشه هاي جديد، اتاق نشيمن، پذيرايي،آشپزخانه و در بعضي موارد حمام لحاظ مي شود.عشایر به تبع نوع زندگی و ضرورت های زیستی، سکونت گاههایی با مشخصات ویژه دارند که در هماهنگی کامل با شرایط حاکم بر زندگی آنان است. این چادرها که طی قرن ها به عنوان بهترین و به بیانی مناسب ترین سرپناههای عشایر مطرح بوده اند به دلیل سهولت در برافراشتن، برداشتن، تهیه کردن و حمل و نقل کاملاً سازگار با این شیوه زندگی هستند. این سازه بومی سکونت گاهی چهار فصل است که با اندک تغییراتی، خود را با فصول مختلف هماهنگ می گرداند و در آن علاوه ر رعایت شرایط لازم برای زندگی، به جنبه های هنری نیز توجه شده و به خوبی نوعی از تکنولوژی بومی اصیل و ابتکار را به نمایش می گذارد. در تقسیم بندی فضای داخلی این سکونت گاه بومی، از فضا به بهترین وجه استفاده شده است و کمترین هدررفتن فضا را شاهد هستیم. تقسیم بندی فضاهای آن ریشه در تجربیات، اعتقادات و باورهای فرهنگی از جمله درنظر گرفتن مسائلی نظیر محرومیت مردم دارد. این سازه از مصالح بوم آورد و در تطابق با شرایط زیستی حاکم به وجود آمده است و یک سازگاری با محیط خشن و غیرقابل پیش بینی زندگی عشایر دارد، که دربردارنده استراتژی کاملاً هدف گرایانه مبتنی بر آگاهی و تفکر است. مطالعه حاضر به روشنی نشان می دهد سیاه چادر، تمامی تعاریف و معانی خانه را داراست، با حداقل هزینه و با ظاهری ساده ولی کارایی بسیار بالا و ایده آل. چادرها ی بافته شده از موی بز این خاصیت را دارند که خود را متعادل نگه دارند و زمین لرزه و طوفان نمیتوانند کوچکترین صدمهای به آنها بزنند. دلیل این امر وجود طنابهای بلندی است که سبب می شوند شیب پوشش چادرها بسیار کم شود و در اختیار باد قرار نگیرد. «طناب بلندی که با میخ چوبی فرو رفته در زمین بسته شده و با زمین زاویه حادهای را به وجود آورده است، حالت کشش موربی را به وجود می آورد، به نحوی که این کشش نمیتواند میخ را از زمین بیرون بکشد

 تعاریف واژگان

 سياه چادر داراي معماري واقعي،هوشمندانه،ابتكاري و اصيل بوده و به عنوان يك معماري بومي پذيرفته شده است.عشاير سنگسري به سياه چادر "گوت" وبه محل بر پايي آن "گوت ك مال" ميگويند.همچنين به مقداري از چادرهاي عشايري كه در كنار هم برپا شده اند خيل مي گويند. مسكن ييلاق عشايري كه از چادر استفاده مي نمايند از دو قسمت كلي تشكيل شده است.يك قسمت كه به منزله قرارگاه يا عرصه است كه محل بر پاكردن چادر بوده و سنگسري ها به آن خيل مال و اليكايي ها يا يوردمال مي گويند.قسمت دوم نيز به منزله عيان بوده و خود چادر را شامل مي شود.از لحاظ معماري ،سياه چادر به چند جز تقسيم بندي مي شود.طرفين دو گوت كه به آن ورگوتون گويند جلوي آن پرون گوتون و انتهاي آن كون پر و پشت آن كون گوتون و درگاه را برگافه مي نامند گاهي يك ورودي يا درگاه ديگر هم در وسط گوت قرار مي دهند. كوچكترين سياه چادرها سه ستون"شه استونه" و بزرگترين آنها چهارده ستون دارد.پس از گسترانيدن سياه چادر كه تا حدي تخصصي و نياز به مهارت و تجربه دارد در گرداگرد سياه چادر(حد فاصل زمين و سياه چادر)بوته داز(گون)مي گذارند تا روزنه ها گرفته شود. جلوكارگه(پرونين كارگه) به محل نشيمن مردان و فرزندان ذكور خانواده اختصاص دارد.اين قسمت داراي يك يا دو تخت يكي بزرگتر(مس تخت)وديگري كوچكتر(كس تخت)است.هنرنمايي زنان سنگسري در اين قسمت تجلي مي يابد كه به تزيينات اين قسمت مي پردازند.ككه داري معماري بسيار ساده ،ديوارهايي از جنس سنگ وگل و سقف چوبي پوشانده شده با گون است.ككه هاي عشاير سنگسري در ييلاق ساخته مي شوند و در آغاز هر سال استقرار در ييلاق،توسط زنان عشايري گچاب داده مي شود. كهل(حفر شده در دل كوه گاره)محل استراحت دامها بعد از چراي شبانه يا در موقع بارشهاي شديد كه اين نوع مسكن فاقد هر گونه حصار و تاسيسات است(چفت)نگهداري گوسفند و بز در كنار هم و فصل قشلاق كه ديواره هايي از جنس طاق و گز و كود دارد كمربن(در شكاف كوه)بهاربند(محوطه مقابل آغل كه با كودو لاستيك و درخچه ها محصور مي شود تا دامها از آغل خارج نشوند و نيز محل شير دادن بره ها وبزغاله هايشان است). به نوع زندگی عشایریی زیر سیاه چادرها اصطلاح «ئه زبیه وانه» اطلاق می شود که «ئه زبیه» به معنای سیاه چادر و «وانه» پسوند مکانی است که خود مترادف واژه «یانه» به معنای منزل و محل سکونت میباشد در اطراف سیاه چادرها نیز آغله «ئاخل و په چپه» برای نگهداری احشام ساخته می شود. به هر چند سیاه چادر یک «قورنگ» یا «کوررنگ»و یا «سه ر په چیه» گفته میشود که به معنای محله است. «دیواخان»: قسمت مردانه سیاه چادر و مکان پذیرایی از میهمانان است، که به وسیله نمد و گلیم های خوش نقش و نگار تزیین شده است.

زمگه»:

 سیاه چادر زمستانی ایل کلهر و تدبیری برای مقابله با «وشکه زغم» (سرمای استخوانی) گرمسیر است برای برپا کردن «زمگه»، به ارتفاع تقریبی ۵/۱-۱ متر خشکه چینی انجام میشود.

گورک»:

در گذشته خانواده هایی که از لحاظ مالی و احشام ضعیف بودند، کانالی حفر کرده و آن را با استفاده از نی و خار و خاشاک می پوشاندند، و از آن به عنوان محل زندگی خود و احشام شان استفاده می کردند. اکنون نیز دیگر آثاری از آنها دیده نمی شود.

شايد عشاير را به نوعي مستقل ترين قشر جامعه بناميم .عزيزان غيور و زحمتكشي كه بدون كمترين توقعي ازهر نظام وحكومتی به زندگي خود پرداخته و زير بار هيچ ظلمي گردن خم ننموده و اصلا اهل تملق گوئي نيستند.عشاير ايران براستي وارث همان اجداد اقوام آريائي هستند كه زندگي عشايري را نسل به نسل تا كنون حفظ نموده اند. بواسطه همين زندگي پر مشقت، همواره مردماني دليرو جنگجوياني چابك وسواركاراني ماهر بوده اند.درزمینه صنایع دستی نیز،هنرمندانی بی ادعاهستند متاسفانه بخشی از صنایع دستی ما متاثر از پدیده مدرنیسم، در حال فراموشی است، لذادراین میان فرهنگ سازی می تواند اصلی ترین گام و رمز بقای صنایع دستی باشد.که دراین رهگزرسیاه چادریکی ازشاخص ترین صنایع دستی می باشد.(مهردادمتولی آبان1394)

 | 
نام و نام خانوادگی :  
پست الکترونیک :  
متن پیام :  
  
يادداشت
2 شهريور 1395 12:23
علیرضا کریمی - کارشناس ارشد آبخیزداری
6 مرداد 1395 11:46
الهام فخیمی - رابط روابط عمومی شهرستان ابرکوه
27 ارديبهشت 1395 12:33
مهردادمتولی کارشناس ارشدمنابع طبیعی
27 بهمن 1394 12:15
الهام فخیمی ، دکترای مرتع
11 بهمن 1394 12:13